خرید بک لینک

هر بار که از کوچه معشوق گذشتم

می ترسید دلم

که مبادا بزند مرا مجدد پدرش

سالها رفت و از آن خانه و کوچه فقط

یک خیابان بلند مانده به جا

و من هرروز گذر می کنم و می پرسم و می خندم

که چرا سالها پیش

از کنار آن کوچه تنگ

یک خیابان بلند رد نشد

برچسب: نویسنده: رضا پورحسین تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 21:39

همسایه دور بودیم

شاید بتوان گفت هم محله ای

عاشق بودم

در انتهای نوجوانی

و ابتدای جوانی

تا به خود آمدم

رفته بود

خانه پدری اش در طرح گسترش خیابان

خراب شد

جای خانه پدری اش

یک خیابان ماند

و یک عمر خاطره

و خودش

میان دست نوشته هایم...

برچسب: نویسنده: رضا پورحسین تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 21:39

دلتنگ نشدم که حایش تنگ نشود

برچسب: نویسنده: رضا پورحسین تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 21:39

صفحه بندی